تبليغاتX
ESHG
♣دنیای من♣◄نه سیاه◄►نه سفید►♥خاکستری♥

فقط باید بگم شرمندم به خاطر کامنت هایی که نتونستم جواب بدم و دیگر هم نمیتونم!!!

.

.

.


دیگر نیا!!!نه اینکه کسی دستم را گرفته ...نه...غرور من دیگر اجازه نمیدهد که ببینی چه گونه بی کسی پشتم را به خاک زده....

.

.

.

و امروز تولد عزیزیه بهش تبریک میگم و امیدوارم به همه ارزوهایی که داره برسه!!!

تولدت مبارک!!!




خداحافظ همین حالاهمین حالا که من تنهام

خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شدن چشمام



خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید

به یاد آسمونی که من و از چشم تو میدید



اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت سادست

نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جادست



خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها

بدونی بی توو با تو همینه رسم این دنیا



خداحافظ همین حالا
khass2011باطل شد
به استناد ثبت احوال
دنیای خاکستریم


+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 14:9 حرفه دله shabnam | 
((پست ثابت))

به نام خدایی که هستی را با مرگ,

دوستی را بی رنگ,

زندگی را با رنگ,

عشق را رنگارنگ,

رنگین کمان را هفت رنگ,

شاپرک را صد رنگ,

و من را دلتنگ دوستان آفرید.....

سلام به همه ی دوستای گلم

خوش اومدید به وبلاگ خودتون امیدوارم خوشتون بیاد.





+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 0:0 حرفه دله shabnam | 


((توی تنهایی نشستم))
توی تنهایی نشستم روبه روم یه اینه ی پاک
شده کار من مرور خاطرات سرد وغمناک
من نگاهم رو به اینه، اینه بیذار از نگاهم
خسته از درد و غم من خسته از غبار راهم
دوباره چشمای ابریم میگیرن نم نم بارون
دوباره چشمای ابریم میگیرن نم،نم بارون
اینه حیرونه از اینکه از کجاست اینهمه بارون!!!
اینه حیرونه از اینکه از کجاست اینهمه بارون!!!

دل اینه میسوزه دل میده به درد و دلها
به تموم پشته پاها که زدن به قلب تنها
میشه باز سنگ صبورت غصه های جورو واجور
با ترک میشکنه بغزات ایینه مخوره حاشور

دوباره چشمای ابریم میگیرن نم نم بارون
دوباره چشمای ابریم میگیرن نم،نم بارون
اینه حیرونه از اینکه از کجاست اینهمه بارون!!!
اینه حیرونه از اینکه از کجاست اینهمه بارون



((دلنوشته))

نوشتن هم از یادم رفته،تمامی احساساتم نم کشیده از بس گریه کردم!!

مرا دریاب که دارم خودم را فراموش میکنم با این همه هم همه ی سکوت!!!دلم دریایی از خون شده وچشمانم اسمانی ابری برای جاری شدن خون!!!
شاید همین امروز و فردا رها شوم از سکوت،غم،تنهاییولی همین یک ثانیه هم برایم زیادی است، اخر توانش را ندارم!!!
دیگر پاهایم سست شده و دارم زمین میخورم ولی تا همین الان هم...دلیل سکوتم این بود که کسی نداند دارم فرو مینشینم!!!
غرورت را بشکن و بیا!!!یک دستی بر شانه ام بنداز که نیوفتمقول میدهم بعد از مرگم هم،به خواب هیچ کس حتی خودت هم نیایم
که راز امدنت را به کسی گفته باشم!!!بیا!!!!!!که!!!!!!دارم!!!!!!فرو مینشینم!!!!!!
((شبنم جباری))




دلم برای خودم می سوزد...!!

تو نمی دانی..

از وقتی این دل من تنها شده..



هرکس از راه میرسد سنگی می زند و می شکند...



دلم برای خودم می سوزد...!!



که اینقدر به جرم دوست داشتن شکسته ام که جایی برای بند زدن ندارم!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 1:19 حرفه دله shabnam | 
این هم از عمری صبوری کردنم

   سالها شبنم پرستی کردنم...

 

                                              ای دلم زهر جدایی را بخور.!

                                             چوب عمری با وفایی را بخور.!

 

  ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت؟

  خندها بر خاطراتت کرد و رفت...

 

                                              من که گفتم این بهار افسردنیست.

                                              من که گفتم این پرستو رفتنیست.

 

  آه عجب کاری به دستم داد دل....هم شکست و هم

                                                                               شکستم داد دل!





((تو قلبمو شکستیو...))

          قصه تنهایی من وحشت از جدایییه

 

          جدایی از خاطره ها...

 

           از دست بی وفاییه

 

            وحشت من از عاشقی نیست

 

                ترسم از فاصله هاست ...  هراسم از پر پر شدن

 

                    توی آغوش خاطره هاست

 

    آخه همه عاشقیا قصه بی وفاییه ... تو تنهایی نشستنم بهتر از آشناییه

 

اگه شبام حروم بشه ... بهتر از آه و زاریه

 

    پناه تنهاییه دل .. عصای یادگاریه

 

            تو قلبمو شکستیو...

 

                       دل یاد گرفت شکستنو

 

بزار فراموشش بشه دل دادنو دل بستنو

 

تو سهم من نبودیو به قصه ها سپردمت

 

ولی به عشقمون قسم

 

 که تا خدا میبردمت

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 13:29 حرفه دله shabnam | 

اندر دل من مها ، دل افروز تویی

یاران هستند لیک دلسوز تویی

شادند جهانیان به نوروز و به عید

عید من و نوروز من امروز تویی



((تنهایی))

گوشه تنهایی

لب آن حوض قشنگ

می نشینم تنها

به تو می اندیشم

به تو آن راز بلند

به تو آن ناز و قشنگ

به تو آن مهتابی

که نتابیده به من

به تو می اندیشم ...

(می مو)



((باز هم عشق همیشگی))
امروز هم روزی دیگر است...

امروز هم عاشقانه هایم فریاد می کشند

فرصتی دست داد تا قلب عاشقم را آزمونی کنم

دل همچنان می لرزد...

و من هنوز عاشقم ...

هنوز وقتی میبینمش استواریم را از دست می دهم

و به شوقش چشمانم را خیس میبینم

خاطره ها را زندگی می کنم

و بدون آن هیچ هم نیستم

زندگی را می انگارم که هنوز بازی هایش را در پس عاشقی ها جستجو می کند

و من تنها بازیچه آن هستم

هفت سنگ زندگی به خوان هفتم خواهد رسید

و من سهم خود را خواهم داشت

بهترین ها را برایش آرزو می کنم

تا به آنچه استحقاقش را دارد برسد

کاش لحظه ای که دیدمش آخرین لحظه ام بود،

تا میتوانستم با تصویری از ماه تمامش کنم.

ولی مرداب نخواهد خشکید، اگرچه باران نبارد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 14:2 حرفه دله shabnam | 


((با تو عشقو میپرستم))
با توام ای که نگاهت منو با عشق اشنا کرد
تو دلم هرم نفسهات فصل سرما رو بنا کرد
تویی اونکه تو وجودت نیمی از خودم رو دیدم
با حضور عاشقونت به خود خودم رسیدم

با تو شادم با تو مستم دستتو بذار تو دستم
بی تو جون میدم به ظلمت با تو عشقو میپرستم


گم شدم تو شب چشمات تو شدی فانوس راهم
تو شدی ماه و ستاره تو شب سردو سیاهم
با حضورت میشه حس کرد یه نفس بوی بهارو

میشه از لبای تو چید عطر باغ قصه هارو


با تو شادم با تو مستم دستتو بذار تو دستم

بی تو جون میدم به ظلمت با تو عشقو میپرستم


من مسافری غریبم توی جاده نگاهت
که چشام مثله قدم هات تا ابد مونده به راهت
باورم کن که فقط تو،تویی معنای وجودم
تو بیا تا غم دوریت نره توی تارو پودم

با تو شادم با تو مستم دستتو بذار تو دستم
بی تو جون میدم به ظلمت با تو عشقو میپرستم



با تو از خاطره ها سرشارم. جشن نوروز تو را کم دارم
سال تحویل دلم می گیرد با تو تا اخر خط بیدارم

در این نوروز باستانی خیال آمدنت را به آغوش خسته می کشم



((سلام به همگی!!!!))

سلام به همه ی دوستای گلم اخرین پست سال 90 رو نوشتم یه جورایی رو دلم سنگینی میکنه

اخه من تو سال نود خیلی خاطره داشتم چه خوب چه بد ولی بهترین خاطره سال نود درست کردنه
این وبه که برام خیلی ارزش داره چون اینقدی باهاش ارتباط برقرار کردم که حتی یه روزم سر نزنم
روزم شب نمیشه و وب فقط بهونه بوده که با دوستای گلم باشم ولی ارزو میکنم تو سال جدیدی که میاد
خیلی بیشتر از این 6 ماه سال نود با دوستام ارتباط داشته باشم امیدم به اینه که سال نودویک براتون
یه سالی باشه که ارزوهاتون خدایی نکرده به حسرت تبدیل نشه و به واقعیت بدل شه یه سالی باشه که
دلاتون همیشه شاد باشه دوستون دارم اندازه همه خوبیاتون و یه خواهشی دارم اونم اینه که سر سفره
هفتسین که با دلای پاکتون دعا میکنین برا همه دعا کنین همه و همه مارو هم از یاد نبرین....


((پیشاپیش عیدتون مبارک))

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 1:1 حرفه دله shabnam | 

((اینجا منم و خاطرات تلخ))

امشب به یاد تک تکِ شب ها دلم گرفت

در اضطراب کهنه ی غم ها، دلم گرفت

انگار بغض تازه ای از نو شکسته شد

در التهابِ خیسِ ورق ها، دلم گرفت

از خواندن تمام خبرها تنم بسوخت

از گفتن تمام غزل ها دلم گرفت

در انتظار تا که بگیرم خبر ز تو

در آتشِ گرفته سراپا  ، دلم گرفت

متروکه نیست خلوتِ سرد دلم  ولی

از ارتباطِ مردم ِدنیا دلم گرفت

یک ردِ پا که سهمِ من از بی نشانی است

از ردِ خون که مانده به هر جا، دلم گرفت

اینجا منم و خاطره هایی  تمام تلخ

اقرار میکنم، درآمدم از پا دلم گرفت





((بخوان و بگذر رفیق!))
بخوان و بگذر رفیق!

بگذر که آسمان هم گاهی تیره و تار میشود

دریا طوفانی ، چشمه خشک ، کوه لرزان ،زمین نمکزار

بهار بی باران و زمستان بی برف!

بگذر که زندگی میگذرد

سریع چون گذر نور از سوراخهای کلاه

مترسکی تنها ،میان مزرعه ای افت زده!

دست خالی نرو؛ امید را هم بیدار کن


و دستان یخ زده اش به دست بگیرو با هم بروید...

بیدارش کن که اینروزها ، گوشه نشینی میکند از بی کسی
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 12:32 حرفه دله shabnam | 

((کم اورده ام))
شبیه ساعت شنی ، كه دانه هایِ آخرش را
در گلویِ تَنگ ، دو هیچ ، جا گذاشته كم آورده ام !
شبیه بادبادكی كه به قصدِ خودكشی بال هایش را چیده و باد لعنتی
رهایش نمی كند میانِ درگیری آسمان و زمین كم آورده اَم..!
شبیه خودنویسی كه تمام خونَش را ،

پایِ شعرهای عاشقانه اَم حرام كرده !
شبیه دستمال خیسی كه از اشك هایم به گریه افتاده كم آورده اَم!

كم آورده اَم از انسانیت این روزها ..

از عشق از عاشقانه ها ...
دیگر از طعمِ گَسِ دروغ هایِ شیرینی

كه به خوردم می دهند بیزارم!
خسته اَم از امید هایی كه نیامده می روَند

و تلمباری می شوند ،روی تمام آرزوهای خاك خورده اَم!
خسته ام از نگاهی كه همه غَمدار وصفَش می كنند

و حجمِ سكوتی كه حنجره اَم را چنگ می زند!
مـــن دیـــــــوانه اَم رفــیق ،كـم آورده اَم...




((برگ احساس))
احساساتم سیلی خورده است

وحشیانه ترین نگاه ها چشمانم را قاپیدند

هنوز درد خنجرت در پهلویم مرا به نفرت میکشاند

تو که روح شفاف مرا خاکستری کردی

از ته مانده ی وجودم چه میخواهی ؟؟؟

تنهایم بگذار !

جادویی نیست که مرا باز گرداند ...

گذشته ی خسته ام سایه ایست که همواره با خود به

همه جا میکشم ؛ تمام من و تمام برگهای احساسم

زیر پای عابران لگد مال شد ...

خش خش !

صدای خرد شدنشان را نمیشنوی ...؟


+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 15:22 حرفه دله shabnam | 

((مینویسم از تو))

می نویسم از تو !


از توای شادترین ، ای تازه ترین نغمه ی عشق...

تو که سرسبزترین منظره ای ،

تو که سرشارترین عاطفه را نزد تو پیدا کردم  !

و تو که سنگ صبورم بودی ؛

در تمام لحظاتی که خدا شاهد غصه و اندوهم بود...
 
من شباهنگام آن دم که تورا نزدخودم میبینم

 بهترین آرامش، برترین خواهش واحساس نیازدردلم می جوشد...

روزهامیگذرد!

عشق ماروبه خدایی شدن است ،روبه برترشدن ازهرحسی

که دراین عالم خاکی پیداست

دوستت می دارم از همین نقطه ی خاکی  تا عرش

دوستت میدارم از زمین تا به خدا



((می خواهم همه این روزها بگذرد ...))

می خواهم همه این روزها بگذرد ...


آرام یا تلخ فرقی نمی کند فقط بگذرد !


من می مانم و پنجره و دیوار و جاده ای که

هر وقت نمی آیی تا آخرش پاهایم ... گریه میکنند !

من می مانم و شعرهایم که همیشه روی دستم  ، باد میکنند

که هروقت نمیخوانی شعرم درد میکند !

من می مانم و ساعتی که هیچ وقت دوازده را رد نمیکند.. 

من می مانم و نشانی تو : نا کجا آباد کوچه اول ؛

من می مانم و وعده و قرار تو :

 کوچه ی اول ، ساعت یک دقیقه بعد از دوازده

من می مانم و قرار و خیال و امید وانتظـار ...


((من...))

و من گویی که از کابوس راهی یافته باشم


نفسی عمیق بکشم به تمام رویاهایم ..
و در پس همه بودن ها و نبودن ها !
چقدر دلم تنگ است ...
گردن روزگار که نمی توان انداخت !
من میمانم... تو می روی و من ...
قصه ما چقدر تکراریست !!!
+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 0:24 حرفه دله shabnam | 
((نگاه کن))
خیلی درگیر روزمرگی زندگی شدم
امروز عمیق تر به زندگی فکر کردم

زندگی فقط به اندازه نگاه کردن به این عکس طول میکشه


چقدر غصه دیگران؟

غصه بیماری؟

غصه...؟

چقدر...؟

تا کی...؟


((تکرار))

می گذرند یک به یک روزهایم

صدای تیک تیک عقربه های ساعت خسته ام را می شنو م

سال هاست که ساعت به دیوار تکیه کرده است

سال هاست جاده قدم های بی انگیزه مرا تحمل می کند

می دانم یک روز این دیوار با تمام استواریش پوسیده می شود وبیچاره ساعت بی پناه!

می دانم یک روز این ساعت با تمام نظمش از حرکت می ایستد و بیچاره کسانی که زندگیشان را با این تیک تیک ها تنظیم کرده اند!

می دانم یک روز این جاده مسدود خواهد شد   و همه را خواهد بلعید و بیچاره کسانی که با غرور و امید بر روی آن قدم می گذارند !

تکرار به تکرار

پس از امروز من به مسخرگی،این تکرار فانی می خندم،تا روز موعد به نادانی من نخندد

پدرم هر روز تابلوی جدیدی می کشد

می ناب هر روز سوره جدیدی را حفظ می کند

ثبوت عزیز هر روز ملودی جدیدی را می نوازد

سما، مطلب آموزنده جدیدی رو آپ می کند

کلاغ شورشی فحش جدیدی بارم می کند

استاد درس اخلاقی جدیدی را آموزش می دهد

دل آرام هر شب کابوس  وحشتناکی می بیند

 

و من از این تکرارها و پایانشان آگاهم

 

و چقدر احمقانه است که لحظه هایم را به این روزمرگی ها و ساعت روی دیوار،

که نگاه کردنش عذابم می دهد،بسپارم

زندگی= تکرار

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت 16:27 حرفه دله shabnam | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
نگفته ها
نام:شبنم
رشته:دیپلمه کامپیوتر.فوق دیپلم حسابداری
سن:21


نوشته های پیشین
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
پیوندها
پسر متفاوت
سعیده حق گویان
ستاره ها**
یاسی
شاپرک
خاطراته من
dominooo
تنهایی
عشق
hoooraaa
(زندگی همش خندســـت✖پس بیا توبخند)
PAR6262
پسر تنها
zahravaebrahim
asheghaneeh
tanhaei-eshgh
فرشته
هیچکس@@
قلب مرده
سرزمین گوجه های سبز
ورود پسرها ممنوع
سکوت شب
dokhtarak
فریادی از جنس یخ
رازخوشبختی
omid
پرنسس هزار چهره زیبایی دنیا ابرو جونم
کلبه تنهایی من☂☁
sms-torki
babol
benz-bmw
R---A---H---A
ناکجا آباد
پسر افتاب
دانلود آهنگ های 2012
خیال
ساقی تنها
پسری کمی متفاوت
مزده
سایه عــشـ ق...
تاشقایق هست زندگی باید کرد
مختلف(شیماجون)
Happy or sad؟؟؟(ترمه)
*گلچین از همه چی*(بهنام)
یاس
...بی سرزمین تر از باد
عاشقانه
یاشاسین اذربایجان
چشمهای بارانی
حرف حساب
عشقولانه محفل تمام عاشقان دنیا
تنهایی
چی فکرشو میکردیم چی شد
من می اندیشم پس زنده ام .
❤❤love of life❤❤
تنها
غم دوری
فصل فاصله
**پاتوق من**
من و اینده من
خط خطی های یه پسر تنها
شـاد بـمـان دنـیـای زیـبـای مـن
*@*سایه عشق*@*
سرگشته
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

 
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
welcome to my weblog

تا اینجا اومدین حرفه دل یادتون نره نانازم